Archive for November 11, 2011

11.11.11

در یازده روز عمود موازی
حاصل یازده جفت دست
به علاوه
 [ نه ] ضرب در یازده جفت دست دیگر 
ضرب در
 [ نه… و هم ] به توان یازده جفت دست دیگر
ضرب در یازده جفت دست دیگر
به توان یازده جفت دست دیگر
با قلم بر کاغذ
عمود دار را پاره کنند  جنگ را چاره کنند  ریشه برچینند 

تا که
در یازده ماه عمود موازی
حاصل یازده جفت پا
به توان یازده جفت پای دیگر
ضرب در یازده جفت پای دیگر
به توان یازده جفت پای دیگر
ضرب در یازده جفت پای دیگر
به توان یازده جفت پای دیگر
با قیام بر زمین
بذر بپاشند  شراب بنوشند  خوشه برچینند

تا که
در یازده سال عمود موازی
حاصل یازده جفت چشم
به توان یازده جفت چشم دیگر
ضرب در یازده جفت چشم دیگر
به توان یازده جفت چشم دیگر
ضرب در یازده جفت چشم دیگر
به توان یازده جفت چشم دیگر
نگاه به ماه کنند و یار کنند و بوسه برچینند

تا که
در سال روز روز و ماه و سال عمود موازی
حاصل یازده جفت تن
به توان یازده جفت تن
ضرب در یازده جفت تن
به توان یازده جفت تن
ضرب در یازده جفت تن
به توان یازده جفت تن
تن تن به توان تن به هم آیند
عشق کنند و شادی عشق بخش کنند و غصه برچینند.

حسین دانائی
11.11.11