Archive for December 29, 2013

یار نیامد

یار نیامد

 

یار می بارد

پیوسته

در سرم.

 

حسین دانائی

یلدای روشنا

خفتن خورشید

پشت چشم ستیغ کوه

گواه روشنی ست

که یلدای سیاه بیدار می شود

 

باید زمین را به گردن ماه بیاویزم

تا به گرد خورشید به گردد

و من

به گرد تو

 

خورشید را بر پرده می کشم

پرده را بر شب

 

یلدای روشنا!

شب را برای سفر

پشت ماه دراز کن

خورشید را بیدار می کنم.                   حسین دانائی

فکر تو

گفت:

«هر حرکت را

تا ده بشمار»

 

هر بار

از دو

بالاتر نیامدم

 

فکر تو

در شمارش اعداد می دوید.

 

حسین دانائی