گلِ دختر

   رفته بودیم انجیرستان
   با دوستان تابستان
   گلِ دختر بچینیم.

   دیوار بر تن خاک
   تا انتهای نگاه رفته بود
   جوشکار می دانست
   لوله ها را چگونه به خاک
   و بر تن دیوار
   پیوند می زند.

   بر دیوار می دویدیم
   از لوله ها می پریدیم.

   کوه بی صدا ریخت
   آب بی صدا رفت
   خرگوش دویدو جهید
   و گلِ دختر
   همراهٔ شبنم و شور
   با شوقِ بی شتاب شکفت.

   جوشکار می دوید
   ما اما صدامست
   دویده دوان رفته بودیم.

 حسین دانائی

One comment

  1. علی says:

    صمیمی و زیباست

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *