زخمی دوره ها

 
به زنان، به زنان میهن ام
……………………….

پیش از آن که
جهان را دیده باشم
تورا دیده بودم
که امپراتوران و سلاطین
با کمند گیسوان ات
جغرافیای وجود تورا
به حرمسرا می کشیدند

همزاد تو
پیشاپیش رفته بود
و تو سالیان سال
در جست و جوی جایگاه خویش
بر جای پای همزاد ات گام می زدی

تورا دیده بودم
که چگونه با زخمی قدیمی
از پرچین های عتیق می پریدی
از دشوارِ دوره ها می گذشتی
و تاریخ زندگی ات ورق می خورد

تورا دیده بودم
بدان گاه که در نیمی از جهان
شادی
بر چهره ات هفت پخش می شد
آویزهای فتح
بر سینه های تو می نشست
و کوسه ی نگاهت
آینده را می شکافت

تورا دیده بودم
در میهن ام
در پستوهای تو به تو
که با دستان عاشق خود
ترکه های ترس را که پدر آورده بود
یکی
یکی
در تنور تکامل می گذاشتی
و به کوچه های “بهمن” می آمدی
و قلب قامت تو را
پیشاپیش
گلوله های میدان “ژاله”ی تهران می شکافت.
عطشان سلاح
وجود تورا موج می زد
و گره ی چادرِ گُل گُلی ات
در کمر گاه ات می رقصید
فریاد را
تمام پیکر تو
دهانی بود
که نامحرم نیستی
دست ات درون دست من می نشست
و دیوارِ بلندِ تسلیحاتِ “فرح آباد ژاله”ی تهران
کوتاه می شد

تورا دیده بودم
بی آن که شکوه تلاش را
در گام های آزادی ات شنیده باشی
بی آن که بلوغ را
هجی کرده باشی
بوی خون از چکاچک سلاح
وجود تورا می گرفت
و خلفایی که تُف تاریخ بودند
پیکر تورا
در لابلای کفن های سیاه
به سیاهچال های اوین می کشیدند
و تندری
آسمان نگاه ات را می شکست

تورا می شناسم
بدین گاه
که با دستان عاشق خود
ترکه های ترس را
یکی
یکی
به تنور تکامل می گذاری
و بدان گاه که می یابی
هستی را
جهان
از پستان تو می مکد
روز میلاد ات
چراغانی می شود.

حسین دانائی
اسفند ۱۳۶۳
……………………
نشر اول: فصلنامه “شورای نویسندگان و هنرمندان ایران” دفتر پنجم – دوره ی دوم – سال ۱۳۶۶ – “ح. به آئین”.

4 comments

  1. khashayar says:

    و بدان گاه که می یابی
    هستی را
    جهان
    از پستان تو می مکد
    روز میلاد ات
    چراغانی می شود.

  2. mina says:

    ترکه های ترس را که پدر آورده بود
    یکی
    یکی
    در تنور تکامل می گذاشتی
    ………
    بسیار زیبا و صمیمی .

  3. امیر says:

    با تصویر ها و مضمون صمیمی. ساده و زیباست.

  4. آزاده says:

    بسیار زیبا و عاطفی است

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *