وقتی به وقتِ پرنده ی آبی

آن سوی پولک ها

اسبی با دهانی پر از عطش

با هشت پای پا در پا

بی سوار

از خم ساحل

هشت نعل می آید

 

آن سوی پولک ها

سربازِ سربلند

نمی داند

سر را

باخته است

 

آن سوی پولک ها

وقتی به وقتِ پرنده ی آبی

لکه های سیاه

دور می شوند

دریا

مرا صدا می کند.

 

حسین دانائی

5 comments

  1. عزیز says:

    سربازِ سربلند

    نمی داند

    سر را

    باخته است

    درود بر شما. عزیز

  2. محمدحسن says:

    لکه های سیاه بالاخره محو خواهند شد دست مریزاد.

  3. سیمین says:

    بسیار زیبا شاعر جان

  4. ف says:

    شعراتون واقعا عمیقا ممنون..

  5. ف says:

    شعراتون واقعا عمیقا ممنون

Leave a Reply to سیمین Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *