Tag Archive for ادبیات

نسیم صدا

نسیم صدا

اگر بوزد

در گلوی باد

من در کنار تو

توفان بوسه خواهم شد.

 

حسین دانائی

روشنائی

چراغ حافظه خاموش

اتاق خاطره تاریک

ماه در آب 

آب در آینه 

همه با هم می رقصند

 

شب را صدا کن

تا از پستان ماه بنوشد .

حسین دانائی

خواهی شنید

خواهی شنید

که در آوازهایم

تو را می خوانم

 

تو    در آوازهایم

بر همه ی دیوارها

زنده ای.

حسین دانائی

دیوانه ام نکن

Hossein Danai - دیوانه ام نکن

– « بگذار با پاهای تو بایستم»

 

با پاهای من بایست

اما قدم نزن

من

با آن ها راه می روم

راه رفتن را بیاموز

 

– « بگذار با دست های تو کار کنم»

 

دست های مرا بِبَر

دسترنج مرا نَبَر

کارِ دست را بیاموز

 

– «بگذار با فکرهای تو فکر کنم»

 

پاهایم را بِبَر

دست هایم را بِبَر

فکرم را … نه

نه … نه

دیوانه ام نکن.

 

حسین دانائی

 

در زخم صداها

گفتند به کوه زده ای

 

تنها

نام یگانه ی توست

که از کوه

به کوه می دود

 

در زخم صداها

فرهاد

با بازوان من

تیشه

بر کوه می زند.

 

حسین دانائی

در انتهای صدا

هوهویِ باد بود و

های های خسته ی دریا

این جا و جا به جا قیامت موج بود و

های هوی پرنده ی آبی

در انتهای صدا و صداها

پرنده بر یال باد می رفت و نگاه می کرد

نگاه

نگاه

نگاه

…..

پرنده بی صدا

نگاهِ مرا می بُرد.

 

حسین دانائی

دریا حال مرا داشت

بی تو

رودخانه می رفت

و من

با خیال تو با او

با آواز رونده یِ رود

تا دریا

 

دریا حال مرا داشت

آتش گرفته بود

نفس نفس می زد

با موج می کوبید.

……………………..

 حسین دانائی

شعر کوتاه ۴

یخِ مرغآبی

دریا را

موجِ مرده

 

آسمان پر از خالی

خالی یِ پرواز

 

دریا را تکان بده

از مرگ موج

می میرد

دریا.

 

حسین دانائی

شعر کوتاه ۳

شرط بسته بودیم

سر بکوبیم به اولین دیوار

 

در راه

سایه ی دیوارمی آمد

دیوارها می گریختند.

حسین دانائی

رویش بهار

کوبیدن پا بر زمین

شکستن سکوت

پریدن پرنده

ردٌِ شکست زمین

 

روئیدن جوانه ی آب

از شکاف شکستن

آب

آب

رویش جوی جوان و جوانه

بهار.

 

حسین دانائی

……………………..

پیشاپیش عید نوروز و سال نو را به همه ی دوستان و عزیزان، به ویژه آن ها که به هر دلیل در این روزها از عزیزان شان دور هستند تبریک می گویم و برای همه روز و روزگار بهتری را آرزو می کنم.